دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
44
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
مريدان كه از رخدادها و اوضاع سبزوار ناراضى بودند ، تصميم گرفت به زادگاه خود - مازندران - برگردد . ولى در راه بازگشت جان به جان آفرين تسليم كرد و پسر او سيد قوام الدين ( سيد قوام الدين مريد او بوده نه پسرش - م . ) معروف به ميربزرگ جاى او را گرفت . سيد قوام در آمل اقامت گزيد و در جوار كياافراسياب بن حسن چلابى كه در سال 750 / 1349 سلسله محلى باونديها را با بيش از هفتصد سال قدمت ساقط كرده بود « 1 » ، دولتى تشكيل داد . اين دولت از بسيارى لحاظ شبيه دولت سبزوار بود . تناقض بين حاكمى كه متكى به گرايشهاى دنياگرايانه بود و درويشى كه هدفش ايجاد ساختار تئوكراتيك بود به درگيرى انجاميد و با پيروزى گروه متعصب مذهبى خاتمه يافت . اين دولت تا سال 794 / 1392 كه تيمور آن را از هم پاشيد ، ادامه يافت ؛ امّا پس از مرگ تيمور بار ديگر و به نوعى ديگر سر برآورد . با كمك درويشان مازندرانى ، گروهى از شيخيان شيعى نيز تحت رهبرى شيخ امير كيا بر گيلان مسلط شدند . دولتى كه امير كيا ايجاد كرد دو قرن طول كشيد ( كه بىترديد علت اصلى آن فاصله جغرافيايىاش از ساير نواحى ايران بود ) تا اينكه در سال 1000 / 1592 ضميمه امپراتورى صفوى شد . در سال 774 / 1373 در كرمان قيامى به وسيله پهلوان اسد بن طغانشاه بر ضد شاه شجاع شيرازى درگرفت . اين قيام را على مؤيد كه روابطش با شاه شجاع پيشتر بررسى شد ، تقويت نظامى كرد ؛ امّا در رجب 776 / دسامبر 1374 سپاهيان شيراز آن را سركوب كردند . * * * سربداران خراسان همانند يك پديده تاريخى ، محصول كاملا متفاوتى از اوضاع ايران پس از فروپاشى امپراتورى ايلخانان بود ؛ دولت آنان تمايزات و تفاوتهاى چشمگيرى نسبت به دولتهاى ساير نواحى ايران داشت . خراسان از اينكه فاقد يك قدرت واحد متمركز بود ، به ساير نواحى امپراتورى شباهت داشت و حاكمى به نام طغاتيمور از بازماندگان حكام مغولى در آنجا حكومت مىكرد كه لياقت و شايستگى ايجاد سلطه مؤثرى را نداشت . ليكن آنچه سربداران را عملا از ساير حكام همزمان ايران متمايز مىساخت ، نبود هرنوع داعيه قانونى و مشروع از سوى آنان بود . هيچكدام از آنان به هيچرو نيازى احساس نمىكردند كه براى حكومت خود مدعى مشروعيتى شوند . هيچكدام از آنان به نام خان فرودستى عمل نكردند و يا پيوند زناشويى با خاندان عاليرتبهاى منعقد نساختند و بهطور جدى هم در پى تشكيل سلسلهاى نبودند .
--> ( 1 ) - ب . نيكيتين ، « آل افراسياب » در EI ، چاپ جديد . ر . ن . فراى ، « باوند » در همان منبع .